از حدیث لبخند تا حدیث امر به معروف

برخورد خوب و گشاده‌رویی غلامرضا کهوند، راننده خوش‌روی همدان و دو حدیث زیبایی که با هدف امر به معروف، بر روی جعبه داشبورد ماشینش نصب شده، روزی دلچسب و مفید را برای مسافرانش رقم می‌زند.

به گزارش “وب سایت رسمی کبودراهنگ” به نقل از خبرنگار فارس، مانند روزهای معمول برای انجام امور روزانه و رفتن به محل کار، به ایستگاه تاکسی مراجعه می‌کنم، معضل بزرگ پول خرد نیز که در بسیاری موارد باعث دردسر راننده و مسافر می‌شود نیز با من همراه است.

اولین تاکسیران دست رد را به دلیل نداشتن پول خرد به سینه‌ام می‌زد، حالا باید منتظر پر شدن دو تاکسی باشم، ماشین بعدی از راه می‌رسد، می‌گویم پول خرد ندارم! این بار چهره‌ای گشاده دعوت می‌کند که زیر این گرمای طاقت‌فرسا و بی‌سابقه همدان، سوار تاکسی شوم، صدای پیرمرد گرم است و جان نواز «بیا بالا درست می‌شه، نشد نمی‌گیریم، دفعه بعد حساب کن».

در این وادی چنین برخوردی به منزله چاه آبی در بیابان است. حالا پیرمرد جوان‌دل، با معجزه لبخندش خستگی روزانه و مشغله فکری را از ذهنم پاک کرده، فضای کوچک تاکسی‌اش سرشار از انرژی مثبت است.

نمی‌دانم ماشین جلویی که تاکسیرانش دست رد بر سینه‌ام زده بود چه زمانی پر شد، پیرمرد آن چنان به استقبالم آمد که فراموش کردم کینه‌ای از همکارش به دل بگیرم. حالا در تاکسی پیرمرد نشسته‌ام، دو حدیث هم با خطی خوانا و زیبا بر روی جعبه داشبورد ماشین نصب شده است.

امام علی(ع) می‌فرمایند: از هر کار پنهانی که از آشکار شدنش شرم داری، پرهیز کن.

و دیگری…

امام حسین(ع) می‌فرمایند: هرگز سخنی به زبان مران که از ارزش خود کم کنی.

حالا دیگر کنجکاوی امانم را بریده، سر صحبت با پیرمرد تاکسیران باز شده است. می‌گوید «غلامرضا کهوند نام دارد، ۲۵ سال است که تاکسیران بوده و حاصل عمرش چهار فرزند است که همگی از قاریان کلام الهی‌‌ هستند».

حالا می‌داند که خبرنگار هستم و به سئوالاتم پاسخ می‌دهد. او می‌گوید که فرزندانش به چه جایگاهی رسیده‌اند، اما نمی‌خواهد این قسمت در مصاحبه درج شود. صدای گیرایش اجازه نمی‌دهد تا سخنانش را قطع کنم و سئوالات خود را بپرسم. انگار او با من مصاحبه می‌کند.

از معجزات لبخند و گشاده‌رویی می‌پرسم و می‌گوید: زمانی که با مردم به خوبی و نیکویی سخن می‌گویی تا هنگام غروب سرشار از آرامش هستی، در حالی که یک برخورد بد، روان آدمی را آشفته می‌کند.

این راننده خوش‌رو می‌افزاید: بزرگان دین به اخلاق خوش مردم را سفارش می‌کنند تا جایی که پیامبر گرامی اسلام نیز برای مکارم اخلاقی مبعوث شده است.

وی با تأکید بر اینکه نوع برخورد ما به عنوان راننده ناوگان حمل و نقل عمومی با مردم از اهمیت بسزایی برخوردار است، بیان می‎کند: کاری چون مدرسه‌سازی و مسجد‌سازی که از دست ما برای مردم برنمی‌آید، پس حداقل با آنها خوش‌رو باشیم.

کهوند با بیان اینکه اکثر مردم خوب و مهربان هستند، ادامه‌ می‌دهد: خیلی کم پیش می‌آید فردی آن قدر عصبانی باشد که درب تاکسی را محکم ببندد، اگر هم این اتفاق رخ دهد نباید زود عکس‌العمل نشان داد.

وی می‌افزاید: البته درب تاکسی من را با خشونت نمی‌بندند چون به شکلی برخورد کرده‌ام که اگر مسافر عصبانی هم باشد، آرام می‌شود.

از او می‌پرسم پول کهنه و خراب را هم می‌گیرد که پاسخ می‌دهد: بله، البته به مسافر دیگر نمی‌دهم؛ یا به بانک منتقل می‌کنم یا به پمپ بنزین و گاز می‌دهم که آن‌ها به بانک‌ بدهند.

طی گفت‌وگو با کهوند همواره چشمانم به احادیث است و منتظرم فرصت آن برسد تا سئوالم را در خصوص هدفش از این کار را بپرسم، که می‌گوید: از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر از واجبات دین است، این حداقل کاری است که من به عنوان یک مسلمان می‌توانم انجام دهم.

وی می‌افزاید: این دو حدیث را اینجا زده‌ام تا هرکس وارد تاکسی شد، دست خالی نرود و امر به معروف را انجام داده باشم.

تاکسیران در پاسخ به این سئوال که آیا این احادیث را تغییر می‌دهد، می‌گوید: اگر خدا توفیق دهد، همین دو کلام را تبلیغ کنم، وظیفه‌ خود را انجام داده‌ام.

البته اگر به همراه مسافر پول خرد و یا کلا پولی نباشد، باز می‌تواند مسیر را با کهوند طی کند، چرا که او حتماً خواهد گفت می‌توانی بعداً پرداخت کنی.

وی تأکید می‌کند: مردم برای ۵۰۰ یا ۶۰۰ تومان که خود را مدیون نمی‌کنند، بارها اتفاق افتاده پول خرد همراه مسافر نبوده و یا اصلاً فراموش کرده با خود پول بیاورد، بنابراین به راحتی او را بدرقه کردیم و مسافر هم چند روز بعد مراجعه کرده و دین خود را ادا کرده است.

کهوند معتقد است: به خاطر پول خرد نباید به زنان و فرزندان مردم بداخلاقی کرد و باید آنها را خانواده خود بدانیم.

وی با تأکید بر اینکه نباید برای پول خرد آرامش یکدیگر را برهم بزنیم، می‌افزاید: همه باید با روی خوش با یکدیگر برخورد کنیم تا روحیه‌مان عوض شود.

با پیر جوان‌دل گذر زمان را حس نمی‌کنیم، مسیر به پایان رسیده، همه مسافران نیز در سکوت به سخنان ما گوش می‌دهند و غرق در سخنان کهوند هستند.

پیر خوش‌رو را باید ترک کنیم. اما کمی آن‌طرف‌تر لبخندی ساده دل‌های بسیاری را از کینه خالی می‌کند، یکی از مسافران که مستمع سخنان ما بود، راننده اتوبوسی را معرفی می‎کند که او هم «اخلاق» را پیشه کرده و انرژی سرشاری را به مسافران منتقل می‌کند.

مهدی سیفی، اما جوان بوده و معتقد است مسافران به مانند خانواده‌اش هستند که یک لبخند و برخورد خوب می‌تواند آنها را آرام کرده و با روحیه شاد راهی خانه یا محل کار کند.

وی با بیان اینکه از منظر روحی به دلیل برخی از مشکلات نیز در شرایط خوبی به سر نمی‌برد، ادامه می‌دهد: اجازه ندادم که این مشکلات بر روی برخوردم به عنوان یک راننده ناوگان حمل و نقل عمومی با مسافران تأثیر بگذارد.

این راننده اتوبوس که با مسافرانش سلام علیک گرمی دارد، می‌گوید: لبخند یک راننده می‌تواند در جامعه تأثیرگذار بوده و بر آرامش مردم بیفزاید.

وی می‌افزاید: فرقی نمی‌کند مسافر پیر باشد یا جوان؛ اول به او سلام می‌کنم تا با روحیه‌ای بهتر وارد اتوبوس شود و حداقل این مدت را در آرامش سپری کند.

سیفی خاطرنشان می‌کند: بارها مسافران در خصوص مسائل مختلف اعتراض کردند، حتی عصبانی نیز شدند، اما من برخورد تندی نکردم و در نهایت طرف مقابل عذرخواهی کرده است.

بدون تردید، شهرداری همدان به عنوان یک نهاد اجتماعی و فرهنگی باید به اینگونه رفتارها بها داده و با تقدیر از این رانندگان که باعث افزایش آستانه تحمل شهروندان می‌شوند دیگر رانندگان را نیز برای در پیش گرفتن این رویه که در نشاط جامعه تأثیرگذار خواهند بود، تشویق کند.

از همین رو در انتظار تقدیر از این افراد و الگو قرار دادن آنها برای دیگر رانندگان از سوی شهرداری خواهیم بود.

منبع : فارس



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *